از زبونم یه هو پرید گفتم نفرین به سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این شد که نامرو نوشت
واست نوشت که حال ما اینروزا خیلی بد شده
دلای عاشق بدجوری بد شدنو بلد شده
بازار دلتنگی ما اینروزا داغه بدجوی
از دیدن عکسای تو اشکا میاد همینجوری
دیگه گیتار دلامون با دست تو کوک نمیشه
هرکسی از راه برسه مث تو مشکوک نمیشه
تو این شبای پاییزی غم تو دلامون میشینه
جای قدم هاتو کسی تو بارونا نمیبینه
مردم میگن مث قدیم بازم هوایی شدی
از آسمون شرقیا بازم فراری شدی
قاضی سرنوشت تورو به ما برمیگردونه؟
سهم ما از بودن تو یه خاطرست که میمونه
دست کدوم ستاره ای به دست چشمات میرسه ؟
تا که بهش خبر بدیم برگرد دیگه انتظار بسه
تا هر جای دنیا باشی دلا تورو میخواد عزیز
غم ترانه هاتو باز با فاصله ها دور نریز